۱۳۸۸/۰۴/۱۹

ژاله دختر همسایه

راستش ما يه همسايه داشتيم که دو تا دختر داشتن با يه پسر که اين دخترا يکيشون ۲۸ ساله و يکي ديگه شون ۲۳ ساله ومن هميشه تو کف اون دختر بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله ) نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش و من هميشه افسوس مي خوردم که چرا هيچ کاري نکردم و اين داستانها ! از خصوصيات اين دختره براتون بگم که قدي حدود ۱۷۰ داشت با هيکلي تو پر و سينه هاي بزرگ که وقتي با لباس تنگاش اونو يواشکي ديد مي زدم منو ديوانه مي کرد و از خصوصيات رفتاريش هم بگم که چادري بود و خيلي محجبه بازي در مي ياورد ! بعد از گذشت ۶ ماه از عقدشون نامزد اين دختره تصادف مي کنه و مي ميره و تا دو ماه بعد از اين ماجرا من ديگه بي خيال اين قضيه شده بودم و مي گفتم ديگه هيچ کاري نميشه کرد تا اينکه يه روز که از خونمون بيرون اومدم و منتظر تاکسي بودم که ديدم اون هم اومد کنارم و منتظر تاکسي موند تا يه تاکسي اومد کنارمون ايستاد و از شانس من دوتا مرد جلو نشسته بودن و يه پيرزن چاق که نصف صندلي پشت رو اشغال کرده بود رو صندلي پشت نشسته بود و من و ژاله ( از اين به بعد با اسم غير واقعي ژاله ) رو صندلي پشت نشستيم و نشستنمان طوري بود که از مچ پاها تا بازوهامون جفت هم بودن و من تو يه عالم ديگه بودم و اين تاکسي هم تو اون ترافيک هي ترمز مي زد و حس ما رو جالبتر مي کرد تو ماشين همينطور مشغول صحبت بوديم و من هي خودم رو بيشتر به اون جفت مي کردم به طوري که ديگه کيرم شق شق شده بود و ديگه داشت شورت وشلوارم رو پاره مي کرد و اون هم هي زير چشمي يه نگاه به شلوار باد کرده ما مي کرد و يه لبخند مشتي ميزد و ما هم افه معرفت اومديم کرايه رو حساب کنيم که ديدم دست من رو گرفت و گذاشت رو پاش و گفت نه اينکار رو نکن و من هم چون نمي خواستم دستم از روي پاش تکون بخوره ديگه بي خيال حساب کردن کرايه شديم تا اينکه رسيديم به مقصدمون ، بعد از پياده شدن از ماشين موقع خداحافظي به من گفت از ديدنت خيلي خوشحال شدم و به ما سر بزن ! ما با اين شق دردمون بعد از رسيدن به کارامون اومديم خونه و يه جق مشتي زديم و هميشه تو کفش بوديم تا اينکه يه روز اينها يه سيستم مي خرن و ما رو هم مي برن براشون بازي و چند تا نرم افزار درست کنيم و ما هم رفتيم و کارشون رو راه انداختيم و موقع برگشت به خونه ژاله گفت بايد بياي کار با کامپيوتر رو به من ياد بدي و من هم گفتم هر وقت خواستي زنگ بزن ميام ۳ روز بعد ديدم زنگ زد و گفت من تنهام ، مياي يادم بدي و من هم گفتم چشم و برقي لباس پوشيدم و ( قبلش از تو وسايل داداشم يه کاندوم گرفتم و به کيرم پماد ليدوکائين هم زدم تا اگه به ما پا داد زود پنچر نشيم ) زود رفتم در خونشون اون هم در رو باز کرد و من رفتم تو ! تنش هم يه دامن بلند و يه پيراهن معمولي و با روسري بود بعد از رفتن به سراغ کامپيوتر گفت من امروز يک کارت اينترنت گرفتم و چون بلد نيستم از تو خواهش کردم بياي و رفت کارت آورد من هم مشغول ساختن يه Connecttion شدم و ژاله رفت شربت بياره و من تو همين اوضاع تو اين فکر بودم که برنامه رو چجوري رديف کنم که چيزي نصيبمون بشه که ژاله اومد و يه صندلي آورد و نشست کنارم و گفت تمومش کردي يا نه هنوز ؟! منم بعد از رديف شدن همه چي وارد اينترنت شدم و بهش گفتم دوست داري تو چه سايت هايي بريم و گفت نمي دونم منم بهش گفتم در چه زمينه اي باشه علمي ورزشي سياسي جوک سکسي و اين برنامه ها و ژاله گفت چه سايتهايي به نظرت خوبن و من باز هم پرسيدم در چه زمينه اي و اون گفت سکسي ( من تو دلم گفتم ديگه رديفه ) و رفتم تو سکاف و گفتم اين سايت خيلي با حاله و من هميشه داستاناشم مي خونم و گفت يکي از داستاناش رو بزار و من هم يه داستان براش گذاشتم و اون همونطور که مشغول خوندن داستان بود يه نگاهي هم به کير صاحب مرده ما هم مي انداخت و يک دفعه دستش رو گذاشت رو کيرم و پرسيد دلت مي خواد اين داستان براي ما هم اتفاق بيفته من هم گفتم چرا نه و هميشه منتظر اين لحظه بودم ، ژاله گفت پس صبر کن من الان ميام و من هم رفتم رو تختش نشستم و ميگفتم چجوري و از کجاش شروع کنم که ديدم بايه شورت وکرست سفيد در اتاق رو باز کرد و اومد توي اتاق واي داشتم ديوانه مي شدم تا چند لحظه اصلا مات و مبهوت بودم که گفت مگه نمي خواي شروع کني و من هم با يک صداي لرزان گفتم چرا و بلند شدم رفتم پهلوش و دو تا دست رو از زير بغلش بردم ولي اون دستم رو رد کرد وگفت لباسات رو در بيار و من هم سريع شلوار و تي شرتم رو در آوردم و با يه شورت رفتم پهلوش وقتي کير باد کردم رو ديد گفت چه شود ! من به پشت سرش رفتم و مشغول نوازش مواهاي سرش شدم واز پشت بهش جفت جفت شدم بطوري که کيرم رو بين خط سوراخ عقبش مي مالوندم و اون سرش رو برگردوند و من لبام رو بردم به سمت لباش و اون لبهاي که براي من مثل قند بودن رو شروع کردم به خوردن و من لب پايينش رو مي خوردم واون لب بالاي من رو من رفتم سراغ گردنش و شروع کردم به بوسيدن وليسيدن گردنش ديدم آتيشش خيلي تنده هنوز هيچي نشده رفت سراغ کيرم و آخو اوخش در اومد ومن هم رفتم پشتش و کرستش رو باز کردم و سينه هاش رو آزاد کردم عجب چيزي بودن سفيد مثل برف وبا نوکهاي قهوهاي روشن و من مشغول خوردن سينش شدم و هر وقت يکي از سينه هاش تو دهنم بود با دست ديگم نوک سينش رو فشار مي دادم نوک سينه هاش به اندازه يک بند انگشت متورم شده بودند و اون گفت تحملم ديگه نموم شده و بزار تو ديگه ( هم من از کس ليسي بدم ميومد و هم اون از ساک زدن ) گفتم بشين رو تخت و دراز بکش و شورتش رو در آوردم و با يه کس خوشگل و بدون حتي يه خال رو به رو شدم ، کسش خيس خيس بود سريع شرت خودم رو هم در آوردم وبهش گفتم خشک که نميشه گذاشت تو ! گفت صبر کن و از ميز کنار تخت يه کرم نيوا آورد و مالوند به کيرم و گفت بزار تو ديگه ! من هم ازش پرسيدم که تو کدوم سوراخش بزارم ؟! ( آخه هنوز عروسي نکرده بودن و بعد از فوت نامزدش نصف مهريه اش رو گرفته بود ) کيرم رو بردم سمت کسش و ديدم هيچ عکس العملي نشون نداد و من (تازه به ياد کاندوم افتادم ) و يکدفعه بلند شدم و رفتم سراغ شلوارم و گفتم اصل کاري رو فراموش کردم و کاندوم رو از جيب پشت شلوارم در آوردم و گفتم بکش روش و اون هم گفت بدون کاندوم ! ما هم گفتيم خطريه ها ! گفت اشکالي نداره مواظب باش ! کاندوم رو پرت کردم يه گوشه و دو تا پاش رو رو با دستام بلند کردم گذاشتم رو شونه هام و کيرم رو با يه فشار کوچک کردم تو کسش و يواش يواش فشار مي دادم تا کيرم خوب بره تو کسش که يک دفعه اختيار از دستم خارج شد و محکم فشار دادم ديدم جيغ کشيد و گفت يواش کسش تنگ تنگ و داغ داغ بود داشتم ديوانه مي شدم همينطور يواش يواش عقب جلو ميکردم و وقتي ديدم ديگه راحته ، رفت و برگشتم رو تندتر کردم و همينطور تلمبه مي زدم و اون با صداي آخو اوخش حشر من رو بيشتر مي کرد تا اينکه ديدم آخ و اوهش خيلي زياد شد و من سرعتم رو کمتر کردم که گفت تندتر تا ته بگا و من سرعتم را خيلي تند کردم و ديدم يه دفعه بدن خودش رو با چند تکون شل کرد و من متوجه شدم به ارگاسم رسيده ولي من هنوز آبم نيومده بود گفتم مي تونم بزارم تو کونت گفت نه گفتم چرا گفت نه ديگه ومن هم بي خيال شدم و به گاييدن کسش با شدت بيشتري ادامه دادم تا احساس کردم آبم داره مياد و سريع کيرم رو از کسش کشيدم بيرون و تمام آبم رو رو سينه هاش خالي کردم و خودم رو انداختم تو بغلش و گفتم ازت متشکرم ، اونم گفت همچنين ! اين اولين و آخرين باري بود که ژاله رو گاييدم چون دو هفته بعد با خانواده اش به محل ديگري اسباب کشي

۳ نظر:

  1. حتما خانواده اش فهمیدن و رفتن ..............لعنت به این سایت ...........لعنت

    پاسخحذف
  2. یه حالی از سایت ات بگیرم که حظ کنی ......من یک هکر هستم و اتفاقی اومدم تو سایت ات .........داداش تا یک هفته دیگه سایت ات پرپر می شهfro^this week^to 789456512^the other week123=89/6/27

    پاسخحذف
  3. خودتون فهمیدین چی گفتین همش زاخار بود

    پاسخحذف

درباره من

چنانچه سن شما پایین تر از 18 سال است به شما عمیقا پیشنهاد میکنیم که از خواندن مطالب این سایت صرف نظر کنید در غیر این صورت ما هیچ گونه مسئولیتی در قبال شما نخواهیم داشت و باید این را بدانید که خواندن این مطالب برای شما به هیچ وجه مناسب نیست ما بر این عقیده نیستیم شمارا به زور از دیدن این مطالب باز داریم چون میدانیم که این عمل بیهوده است و از انجا که فرهنگ ایرانی منطق را بیشتر قبول میکند از شما خواهش میکنیم که از مرور این سایت صرف نظر کنید چون این مطالب در روح و روان شما تاثیرات بدی خواهد گذاشت. چنانچه سن شما 18 و بالاتر هست در صورتی که موافقید ما به هیچ وجه شما را مجبور به خواندن این مطالب نکرده ایم و همچنین این را قبول دارید که از محتوا این سایت مطلع هستید میتوانید به مرور سایت ادامه دهید در غیر این صورت سریعا سایت را ترک کنید در صورتی که سن شما بیشتر از هجده سال هست به این توجه داشته باشید که اگر این مطالب را می خوانید به این دلیل نیست که موافق این مباحث هستید به طور مثال خود من با این نوع روابط مخالفم ولی برعکس از خوندن داستان هاش بی نهایت خوشم میاد اگر شما خواندن را هم دوست ندارید سایت را ترک کنید این را نیز به یاد داشته باشید که تمامی مطالب این ساخت ساختگی و دور از واقعیت است